خاطرات سفر (پاریس)
بعد از طی یک مسافت طولانی و گذشتن از منظره های زیبا و جاده های سرسبز و آسمون آبی پر از ابر به پاریس رسیدیم (البته این رو مامانم میگه چون من بیشتر راه رو خواب بودم آخه توی صندلی ماشین چاره ای جز این نداشتم یا باید میخوابیدم یا باید گریه میکردم یا آنقدر گریه میکردم تا خوابم میبرد).
و حالا پر بازدیدترین بنای دنیا
در ضمن روزی که برای دیدن برج ایفل رفتیم 12 تیر بود و مامان و بابام چهارمین سالگرد ازدواجشون رو در کنار برج ایفل بودند.
برج ایفل در شب وقتیکه چراغهاش روشن شد خییییییلی دیدنی تر بود.

رود زیبای سن

کلیسای نوتردام

کلیسای قلب مقدس

موزه لوور که از نظر وسعت سومین موزه جهان است و برای من خیلی خسته کننده بود.

اینجا هم قسمتی از آپارتمان ناپلئون بناپارت

و این هم تابلوی مونالیزا معروف به لبخند ژوکوند که شلوغ ترین قسمت موزه بود و بخاطر ازدهام جمعیت به سختی تونستیم با این تابلوی معروف نقاشی که منسوب به لئوناردو داوینچی است عکس بگیریم.

و امـــــــــــا آثار باستانی ایران عزیزمون که باید اینجا دنبالش بگردیم!!
سر ستون تخت جمشید

خب دیگه حالا میریم برای قدم زدن توی خیابون شانزه لیزه
اول باید کفشهامو بپوشم

و این هم فروشگاه دیزنی که بابا جونم از این فروشگاه دو تا عروسک به عنوان یادگاری از پاریس برام خرید.

بعد از سه شب اقامت در پاریس به وین برگشتیم و در بین راه یک شب در شهر مونیخ آلمان استراحت کردیم.


خاطرات سفر (پاریس)
